السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

604

تفسير الميزان ( فارسي )

به حساب اعمالش برسد ، و بر طبق آن جزايش دهد ، و عمل بنده كه گفتيم به حسابش مىرسند همان استعمال نعمتهاى الهى است ، ( اگر دروغ و تهمت و غيبت و مجامله و چه و چه است استعمال زبان است ، كه يكى از بزرگترين نعمتهاى او است ، و اگر زنا و دزدى و قتل نفس است استعمال آلت تناسلى و استعمال دست و ساير جوارح است ) و لذا خداى تعالى مىفرمايد : « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ثُمَّ يُجْزاه الْجَزاءَ الأَوْفى وَأَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى » « 1 » ، پس سؤال از عمل بنده سؤال از نعيم الهى است ، كه به چه صورت مصرفش كرد ، آيا شكر نعمت را بجاى آورد ، و يا آن را كفران نمود ؟ بحث روايتى در مجمع البيان است كه بعضى گفته‌اند : اين سوره در باره يهود نازل شده كه گفته بودند : عده ما از جمعيت بنى فلان و بنى فلان و بنى فلان بيشتر است ، و خلاصه ما از همه اين سه قبيله نيرومندتريم ، همين معنا آنان را به خود مشغول كرد تا گمراه از دنيا رفتند - نقل از قتاده . بعضى ديگر گفته‌اند : در باره شاخه اى از انصار نازل شده كه با شاخه اى ديگر تفاخر كردند - نقل از ابى بريده . و بعضى گفته‌اند در باره دو قبيله از قريش نازل شده ، يعنى بنى عبد مناف بن قصى ، و بنى سهم بن عمرو كه با يكديگر تكاثر نموده ، اشراف خود را مىشمردند ، و عدد اشراف بنى عبد مناف بيشتر شد ، آن گاه بنى سهم بن عمرو زير بار نرفته ، گفتند بايد مرده هايمان را هم به شمار آوريم ، شروع كردند به شمردن قبرها ، اين قبر فلانى است و اين قبر فلانى ، و در نتيجه عدد بنى سهم بيشتر شد ، چون در دوران جاهليت عدد آنان بيشتر بود - نقل از مقاتل و كلبى « 2 » . و در تفسير برهان از برقى از پدرش از ابن ابى عمير از هشام بن سالم از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير آيه * ( « لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ » ) * فرموده : علم اليقين ديدن به چشم است « 3 » .

--> ( 1 ) و اينكه انسان سرنوشتى ندارد مگر آنچه خودش كرده ، و به زودى كرده هايش را نشانش مىدهند ، و به طور كامل جزاى آن را به وى مىپردازند ، و اينكه سرانجام انسان به سوى پروردگار تو است . سوره نجم ، آيه 39 - 42 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 533 . ( 3 ) تفسير برهان ، ج 4 ، ص 501 .